گذار از خودکفایی تا مشارکت هوشمند در زنجیره‌های جهانی ارزش

 

زنجیره‌های جهانی ارزش، مفاهیم و رهیافت‌ها برای توسعه ملی و منطقه‌ای نشر ایجاد

افق پساتحریم و ضرورت ارتقای جایگاه اقتصاد ایران

ـ کاظم بیابانی خامنه

 

این یادداشت با نقد رویکردهای درون‌گرایانه و تأکید بر ضرورت عبور از شعار خودکفایی، نشان می‌دهد که چگونه ایران و مناطق جغرافیایی آن می‌توانند در دوران پساتحریم، با تکیه بر مزیت‌های بومی و تخصصی شدن هوشمند، جایگاهی پایدار و ارزش‌آفرین در زنجیره‌های جهانی ارزش پیدا کنند.

 

توسعه اقتصادی با دیوار کشیدن پیرامون مرزها و اتکای مطلق به «امکانات، دانش و ظرفیت‌های داخل» به دست نمی‌آید و ممکن نیست. اکنون ساختار تولید و تجارت جهانی به‌ قدری دگرگون شده است که هر کشوری، اگر نتواند خود را در «سازمان بین‌المللی تولید» جا دهد، دیر یا زود با کاهش بهره‌وری، افت کیفیت، کوچک شدن بازار و خروج تدریجی از صحنه رقابت روبه‌رو می‌شود. شعارهایی چون خودکفایی و حمایت از تولید ملی نیز ثمری نخواهد داشت.

ایران در دهه‌های اخیر، به دلیل فشار نامنصفانه تحریم‌های خارجی و در کنار آن رهیافت‌های درون‌گرایانه و برداشت نادرست از سیاست جایگزینی واردات، تجربه‌ای تلخ از انزوا و محدود شدن جریان تجارت به‌ویژه در حوزه کالاها و خدمات غیرنفتی را دارد. نتیجه چنین انتخاب‌هایی روشن بوده است: تنزل کیفیت و ظرفیت تولید، تضعیف صادرات، کوچک شدن فرصت‌های اشتغال و در نتیجه تمامی این‌ها، کاهش رفاه عمومی و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی.
با وجود این، مسئله امروز ما به‌ویژه در عصر پساتحریم، یافتن مسیرهای جایگزین و ساختن فرصت‌های جدید برای رشد اقتصادی ایران است.

 

عبور از توهم خودکفایی، لزوم پیوند هوشمند با شبکه تولید جهانی

بیش از دو دهه است که اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای شده که در آن، تولید به‌صورت شبکه‌ای از وظایف میان کشورها و مناطق مختلف تقسیم شده است. اکنون کمتر کالایی را می‌توان یافت که تمام اجزای آن ـ از طراحی تا تولید قطعات و مونتاژ و بازاریابی ـ در یک کشور انجام شود. این شبکه پیچیده از فعالیت‌ها همان چیزی است که با عنوان «زنجیره‌های جهانی ارزش» شناخته می‌شود. در این نظم جدید سازمان جهانی تولید:

  • لازم نیست یک کشور همه مراحل زنجیره ارزش را در اختیار داشته باشد.
  • کافی است در بخشی از این زنجیره ـ هرچند کوچک ـ مزیت نسبی و قابلیت رقابت جهانی پیدا کند.
  • ارزش‌آفرینی، از «تولید کامل کالا در داخل» به «مشارکت اثربخش در بخش‌های خاصی از زنجیره جهانی» منتقل شده است.

 

توزیع نقش‌ها در شبکه تولید زنجیره‌های جهانی ارزش نشر ایجاد

 

این واقعیت، چیزی را درباره الگوهای رایج سیاست‌گذاری آشکار می‌کند که برای ترسیم مسیر آینده بسیار مهم است؛ راهبرد «ساخت همه‌چیز در داخل» نه تنها از واقعیت وابستگی محسوس تولید داخلی به نهاده‌ها، فناوری‌ها و دانش خارجی غافل است، بلکه فرصت‌های اتصال هوشمند به اقتصاد جهانی را هم از بین می‌برد.

امروز پرسش اصلی برای ایران دیگر این نیست که «چقدر می‌توانیم در داخل تولید کنیم؟»؛ پرسش درست این است که «در کدام بخش از زنجیره‌های جهانی ارزش می‌توانیم بهتر و پایدارتر از دیگران عمل کنیم و از همین مسیر به رشد و رفاه برسیم و البته تاب آوری اقتصادمان را افزایش دهیم؟».

 

توسعه از مسیر مزیت‌های محلی، نه نسخه واحد ملی

پیام روشن زنجیره‌های جهانی ارزش برای سیاست‌گذاری آن است که دیگر نمی‌توان در پایتخت نشست، یک بسته سیاستی کلی نوشت و انتظار داشت همه استان‌ها و مناطق با همان نسخه، توسعه پیدا کنند. هر منطقه (استان، شهر یا یک خوشه صنعتی) ترکیبی منحصربه‌فرد از منابع طبیعی، نیروی انسانی، ساختار نهادی، زیرساخت‌ها و تجربه‌های تولیدی و تجاری را دارد. در چنین شرایطی، سیاست‌های یکسان‌ساز و کلی‌نگر، عملاً تنوع را نادیده می‌گیرد و مزیت‌های خرد و کوچک محلی را هدر می‌دهد. در مقابل، آنچه امروز در ادبیات توسعه منطقه‌ای برجسته شده، نگاهی منطقه‌ای ـ ملی ـ جهانی است:

  • هر منطقه باید بر اساس مزیت‌های محلی خود، جایگاهش را در زنجیره‌های جهانی ارزش تعریف کند.
  • سیاست‌گذاری باید دو لایه باشد: سطح ملی، که چارچوب کلان و زیرساخت نهادی را فراهم می‌کند و سطح منطقه‌ای، که راهبردهای اختصاصی و متناسب با بافت محلی را طراحی و اجرا می‌کند.
  • هدف، نه «خودکفایی منطقه‌ای» بلکه «اتصال هدفمند مناطق به بازارها، دانش و سرمایه جهانی» است.

 

برای ایران، کشوری با تنوع اقلیمی و اقتصادی بالا و شکاف‌های جدی منطقه‌ای، این تغییر زاویه نگاه، حیاتی است. به‌جای رقابت مناطق با یکدیگر و تقلید از چند الگوی محدود، هر منطقه می‌تواند با تکیه بر توان واقعی خود، به بخشی از روند جهانی تولید و تجارت ملحق شود؛ اما چگونگی آن نیازمند تغییر زاویه نگاه در سیاست‌گذاری و برنامه‌های مدون ملی ـ منطقه ای است.

 

سرمایه‌گذاری خارجی؛ تهدید یا ابزار ارتقاء؟

یکی از سوءتفاهم‌های رایج در بحث توسعه این است که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی تنها به‌معنای «فروش بازار داخلی» یا «جایگزینی تولید داخل» است. درحالی‌که تجربه بسیاری از اقتصادها نشان می‌دهد اگر این سرمایه‌گذاری درست هدایت شود، به بخش‌ها و فعالیت‌های مناسب متصل گردد و با سیاست‌های توسعه مهارت و نوآوری همراه شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین موتورهای انتقال دانش، فناوری و ارتقای جایگاه مناطق در زنجیره‌های جهانی ارزش تبدیل شود.

نکته مهم‌تر اینکه سرمایه‌گذاری خارجی، فقط «ورود سرمایه به داخل» نیست. سرمایه‌گذاری بنگاه‌های داخلی در خارج از کشور نیز، اگر هوشمندانه انجام شود، می‌تواند دسترسی به بازارهای جدید، دریافت فناوری، یادگیری شیوه‌های مدیریت و سازمان‌دهی تولید و ایجاد پیوندهای پایدار در زنجیره‌های جهانی ارزش را برای اقتصاد محلی فراهم کند.

 

نقش با ارزش شرکت‌های چندملیتی

در جهانی که بخش قابل‌توجهی از تجارت به فعالیت‌های شرکت‌های چندملیتی گره خورده، نادیده گرفتن این واقعیت، به‌ویژه برای کشوری چون ایران که به‌دنبال توسعه صادرات غیرنفتی و ارتقای جایگاه منطقه‌ای است، عملاً نادیده گرفتن یکی از معدود اهرم‌های قدرتمند توسعه است.

شرکت‌های چندملیتی در قلب زنجیره‌های جهانی ارزش قرار دارند و به‌عنوان «بنگاه رهبر» با ایفای نقش حاکمیتی، طراحی، سازمان‌دهی و هدایت زنجیره را بر عهده دارند. تصمیمات این شرکت‌ها درباره انواع سرمایه‌گذاری، به‌ویژه سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، هم شکل زنجیره را می‌سازد و هم مسیر «ارتقای منطقه‌ای» را تعیین می‌کند، زیرا غالباً نخستین مجرای اتصال مناطق به زنجیره جهانی ارزش همین سرمایه‌گذاری‌ها است. بااین‌حال، اینکه چگونه شرکت‌های چندملیتی را باید جذب مناطق نمود و چگونه از آنها به عنوان اهرم توسعه استفاده کرد، نیازمند آگاهی ما از سازوکار زنجیره‌های جهانی ارزش و سیاست‌گذاری هدفمند ملی- منطقه ای است.

ضرورت ارتقای نقش‌ها بعد از مشارکت

مشارکت در زنجیره‌های جهانی ارزش به خودی خود کافی نیست. آنچه سرنوشت یک منطقه را تعیین می‌کند، «نقش» آن در زنجیره است. بسیاری از مناطق کمتر توسعه‌یافته در جهان، در بخش‌های کم‌ارزش زنجیره (معمولاً مونتاژ ساده، تولید قطعات استاندارد با ارزش افزوده پایین و فعالیت‌های کاربر) گرفتار می‌مانند. اما برخی دیگر توانسته‌اند از مونتاژ به طراحی، از تولید ساده به مهندسی و تحقیق و توسعه، از نقش پیمانکار دست‌دوم به تامین‌کننده راه‌حل‌های کامل، ارتقاء پیدا کنند. این حرکت، همان چیزی است که در ادبیات توسعه از آن با عنوان «ارتقاء در زنجیره ارزش» یاد می‌شود.

برای مناطق ایران، سخن بر سر همین ارتقاست:

  • اگر کشوری امکان مشارکت در برخی حلقه‌های زنجیره را به دست آورد، چگونه می‌تواند از این نقطه به فعالیت‌های پردرآمدتر و پایدارتر حرکت کند؟
  • چه ترکیبی از سیاست‌ها در حوزه مهارت، فناوری، زیرساخت، نهادها و تعامل با سرمایه‌گذاران خارجی می‌تواند این مسیر را هموار کند؟
  • چگونه می‌توان این ارتقاء را در بخش‌هایی دنبال کرد که هم‌اکنون نیز در اقتصاد ایران فعالند، از صنایع سنتی گرفته تا خدمات و کشاورزی؟

پاسخ به این پرسش‌ها برای ایران صرفاً دغدغه‌ای نظری نیست؛ یک ضرورت عملی است. اگر بخواهیم از دام تولید کم‌ارزش، جدال دائمی بر سر منابع محدود و رشد پایین رها شویم.

 

تخصصی شدن هوشمند؛ راهی برای توسعه منطقه‌ای

یکی از رهیافت‌های کارآمد در سیاست‌گذاری توسعه منطقه‌ای، «تخصصی شدن هوشمند» است. رویکردی که به‌جای شعارهای کلی و اهداف بلندپروازانه غیرواقعی، بر چند اصل ساده و عملی تکیه دارد:

  • هر منطقه باید ببیند «الان در چه چیزی نسبی بهتر است؟»، نه اینکه صرفاً به‌دنبال صنایع پر زرق و برق و تقلید از الگوهای خاص باشد.
  • ارتقاء بخش‌های موجود، اغلب از ایجاد صنایع کاملاً جدید، کم ‌مخاطره و کارآمدتر است.
  • مسیر توسعه، فرایند «اکتشاف» است. ترکیبی از آزمون و خطا، یادگیری از شکست‌ها و اصلاح مداوم مسیر.
  • سیاست‌گذاری موفق، بدون مشارکت فعال بنگاه‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای محلی ممکن نیست.

در ایران، بسیاری از مناطق دور از مرکز که از صرفه‌های تجمع و شبکه‌های بزرگ خدماتی محروم‌اند، چاره‌ای جز تخصص یافتن هوشمند در بخش‌های قابل تجارت ندارند.

این مناطق اگر بتوانند جایگاه خود را در زنجیره‌های جهانی ارزش تحلیل و ترسیم کنند، فرصت‌های ارتقاء را در همان زنجیره‌ها شناسایی کنند و با سیاست‌های هدفمند، خود را به حلقه‌های ارزش‌افزوده بالاتر متصل کنند، می‌توانند از وضعیت «حاشیه‌نشین» به «بازیگر مؤثر» در اقتصاد ملی و حتی فراتر از آن تبدیل شوند.

 

نقش نهادها و پل‌های اطلاعاتی در اتصال به جهان

اتصال موفق به زنجیره‌های جهانی ارزش، بدون ساختن «پل‌های نهادی و اطلاعاتی» میان اقتصاد محلی و اقتصاد جهانی ممکن نیست. چنین پل‌هایی معمولاً در قالب آژانس‌های مشوق سرمایه‌گذاری در سطح ملی و منطقه‌ای، واحدهای تخصصی برای پیوند دادن بنگاه‌های داخلی به شبکه تامین شرکت‌های بین‌المللی، ساختارهایی برای حمایت از سرمایه‌گذاری خارجی خروجی بنگاه‌های داخلی و ابزارهایی برای کاهش فاصله دانشی و فرهنگی میان شرکت‌های چندملیتی و بازیگران محلی، شکل می‌گیرد.

این ساختارها اگر به‌خوبی طراحی شوند، منابع کافی داشته باشند و با راهبردهای منطقه‌ای هماهنگ شوند، می‌توانند سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را به‌سوی فعالیت‌های دارای ارزش افزوده بالاتر هدایت کنند، پیوندهای محلی را تقویت کنند و به‌جای منفعت‌رسانی به اقلیتی محدود، منافع اتصال جهانی را در سطح وسیع‌تری از جامعه و بنگاه‌های محلی توزیع کنند.

 

ارتباط فعال با دانش جهانی؛ شرط نوآوری

نوآوری به‌ندرت در فضای بسته اتفاق می‌افتد. دانش جدید، فناوری‌های نو، شیوه‌های تازه سازمان‌دهی تولید و حتی الگوهای کسب‌وکار، اغلب در بستر تعاملات فرامرزی شکل می‌گیرد و منتشر می‌شود.

برای مناطق و کشورهایی که به‌دنبال توسعه هستند، «فعالانه به‌سراغ دانش رفتن» جایگزین نگاه منفعل به جهان شده است. به این معنا، حضور در شبکه‌های بین‌المللی تولید و تحقیق، ارسال و جذب نیروی انسانی ماهر، مشارکت در پروژه‌های مشترک و تشویق بنگاه‌ها به فعالیت‌های برون‌گرا، همگی به ابزاری برای انتقال دانش و تقویت زیست‌بوم نوآوری محلی تبدیل شده‌اند.

 

مسئله «چگونه مشارکت کردن» است، نه «مشارکت کردن»

تجربه جهانی و شواهد پژوهشی متعددی که طی سال‌های اخیر انباشته شده است، بر یک نکته تاکید دارد؛ در عصر زنجیره‌های جهانی ارزش، عقب‌نشینی به بازار داخلی و قطع پیوند با تولید جهانی، نه امکان‌پذیر است و نه مطلوب. اما درعین‌حال، صرف بازبودن تجاری و امید به اینکه «بازار خود راهش را پیدا می‌کند» هم کافی نیست و بهره برداری از زنجیره های جهانی ارزش نیازمند سیاست‌گذاری هدفمند و موثر و اقدامات فعالانه است.
آنچه سرنوشت یک کشور یا منطقه را تعیین می‌کند، کیفیت و الگوی مشارکت در اقتصاد جهانی است، یعنی:

  • در کدام زنجیره‌ها وارد می‌شود؟
  • در کدام حلقه‌ها نقش بازی می‌کند؟
  • چه سیاست‌هایی برای ارتقای این نقش‌ها دارد؟
  • چگونه از سرمایه‌گذاری خارجی، دانش، مهارت و نهادهای محلی برای خلق ارزش مشترک استفاده می‌کند؟

برای ایران، در شرایطی که اکنون نیاز به رشد پایدار و اشتغال مولد جدی‌تر از همیشه است و هم فشارها و محدودیت‌های مختلف وجود دارد، بازاندیشی در این پرسش‌ها ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

 

پیشنهادی برای مطالعه؛ برای آنان که می‌خواهند فراتر از شعار بیندیشند

در پایان، برای آن‌دسته از پژوهشگران، سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی که می‌خواهند از مرز شعارها بگذرند و تصویری روشن و عملیاتی از چگونگی اتصال سودمند ایران و مناطق آن به زنجیره‌های جهانی ارزش به دست آورند، مطالعه کتاب «زنجیره‌های جهانی ارزش؛ مفاهیم و رهیافت‌هایی برای توسعه ملی و منطقه‌ای» توصیه می‌شود. این اثر که حاصل اندیشه دو نظریه‌پرداز برجسته اقتصاد، ریکاردو کرسنزی و الویر هارمن است و از سوی نشر ایجاد منتشر شده، با ترکیب چارچوب‌های نظری روز و شواهد تجربی، منبعی معتبر برای فهم عمیق‌تر این حوزه و طراحی سیاست‌ها و راهبردهای عملی در سطح ملی و منطقه‌ای به شمار می‌رود.

 

کتاب زنجیره‌های جهانی ارزش، مفاهیم و رهیافت‌ها برای توسعه ملی و منطقه‌ای
آن چیزی که اهمیت دارد، ضرورت تغییر الگوهادر تفکر منطقه‌ای و توجه به چگونگی مشارکت سودمند است.

 

این کتاب با نوشتاری ساده و روشن، مفاهیم مهم زنجیره‌های جهانی ارزش را مطرح می‌کند و به‌نقش پررنگ شرکت‌های چندملیتی و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در ساختار تولید جهانی می‌پردازد.

مباحث مفصل و مثال‌های عینی، مسیر عبور از تحلیل‌های کلی به سمت طراحی راهبردهای هدفمند را برای اقتصاد ایران هموار می‌سازد.

 

+ خرید و مطالعه زنجیره‌های جهانی ارزش؛ مفاهیم و رهیافت‌هایی برای توسعه ملی و منطقه‌ای
مرور فهرست محتوای کتاب

 

نوشته‌های اخیر

دسته‌بندی‌ها

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش